منهاج سراج
99
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
التماس نمودندى ، چون پدر چنگيزخان بدوزخ رفت [ ( 1 ) ] و مهترى به چنگيزخان رسيد تمرد [ ( 2 ) ] و گردنكشى آغاز نهاد ، و عصيان ظاهر كرد ، و فوجى از حشم التونخان به نهب و قمع قبايل مغل نامزد شدند [ ( 3 ) ] و بيشتر را از ايشان به قتل رسانيد [ ند ] چنانچه [ ( 4 ) ] اندك عدد [ ى ] بماندند ، جماعتى كه از زير تيغ باقى ( به ) مانده بودند با هم جمع شدند و از ان بلاد به طرف شمال تركستان ، بموضع حصين پناه جستند ، چنانچه از هيچ طرف راهى نداشت . الا يك دره ، و جملهء آن موضع بجبال راسيات محفوف [ ( 5 ) ] بود و آن موضع و چراخور را كلران [ ( 6 ) ] گويند ، در ميان اين مرغزار چشمهايست بس بزرگ نام آن بليق جاق [ ( 7 ) ] در ميان آن مرغزار جايهاى با شش [ ( 8 ) ] ساختند و آنجا مدتها مقام كردند ، [ و ] بمرور ايام توالد و تناسل بسيار شد [ و ] در ميان ايشان مرد بسيار رسيد ، و جمله با هم مشورت كردند كه سبب برافتادن ما و نهب و تاراج و اسير گشتن و كشته شدن چه بود ؟ همه اتفاق كردند ( كه ) آن حوادث و وقايع به سبب فساد بسيار افتاده بود ، از ان دست باز مىبايد داشت ، تا خداى تعالى ما را نصرت بخشد ، و كين خود ( را ) از لشكر التونخان باز خواهيم [ ( 9 ) ] و هر آئينه اين عزيمت را فرماندهى ضابط بايد ، و اميرى سايس لازم [ باشد ] تا دفع متعديان و ظلم مفسدان [ ( 10 ) ] و مكافات خصمان ، و انتقام التون ( خان ) تيسر پذيرد ، و چون چنگيزخان در ميان آن جماعت ، برجوليت و جلادت و دليرى و مبارزت ، مذكور و مشهور شده بود ، و اسم گرفته ، بر امارت او متفق شدند كه جز او هيچ كس را محل تكفل اين امور نتواند بود ، و از هيچ يك اين كار راست نيايد ، و جز او را دست نه دهد . چنگيزخان از جملهء آن قبايل ، خود را بر انقياد اوامر ، و امتثال فرمان وثايق و عهود بستد [ ( 11 ) ] و با آن طايفه بوجهى كه معهود آن قوم بود ، قاعده آن مهمات را مستحكم گردانيد و گفت : اگر فرمان مرا منقاد خواهيد بود
--> [ ( 1 ) ] مط و مب : بدرود جهان نمود [ ( 2 ) ] مط و مب : متمردى [ ( 3 ) ] مط و مب : گشت [ ( 4 ) ] مط و مب : چنان كه [ ( 5 ) ] محقوف : احاطه شده [ ( 6 ) ] كذا در مط و مب و راورتى ، در اصل : دگلزار ، راورتى گويد كه در دو نسخه قديم گلوران هم آمده [ ( 7 ) ] كذا در مط و مب و اصل و راورتى ولى در نسخ ماخذ مط : ابلق خان ابليق خان ، بليقخان هم آمده راورتى گويد كه چاق در تركى بمعنى سريع و تند و تيز و بليق يا بليغ يا بلاق بمعنى بهار است . [ ( 8 ) ] مط و مب : باش [ ( 9 ) ] مط و مب : خواهم [ ( 10 ) ] مط و مب : متمندان [ ( 11 ) ] مط و مب : بستيد